تاريخ : یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 | | نویسنده : فارغ از تحصیل

سلام بروبچ

اولا حسابی ناراحتم. چون نزدیک ۴۰ دقیقه وقت گذاشتم مطلب را آماده کردم یه ۱۰ دقیقه اش خورد به وقت اذان گفتم بذا این تیکه تموم شه ثبت کنم بعد برم نماز. خلاصه گزینه ی ثبت را زدم و رفتم نماز. وقتی برگشتم دیدم اینترنت قطع شده و مطلب هم پررررررررررررر

هی...

تکرار می کنم که دوستان می خواستم یه سخنرانی در مورد سوره ی ناس بگذارم که برای خودم واقعا مطالبی خاص و بی نهایت دلچسب بود. دیدم لازمه اش اینه که اول سه تا واژه از سوره ی ناس را بیارم که سخنرانیه برامون کاملا قابل لمس باشه.

اول یه دور سوره را با هم بخونیم:


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏                 به نام اللَّه كه بخشنده به همه و مهربان به خواص است.


قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ‏ِ النَّاسِ(1)                  بگو پناه مى‏برم به پروردگار مردم


مَلِكِ النَّاسِ(2)                               فرمانرواى مردم

إِلَهِ النَّاسِ(3)                                 معبود مردم


مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الخَْنَّاسِ(4)         از شر وسوسه‏گر نهانى


الَّذِى يُوَسْوِسُ فىِ صُدُورِ النَّاسِ(5)    كه در دل مردم وسوسه مى‏كند


مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ(6)                     چه آنها كه از جنس جن هستند و چه آنها كه از جنس انسانند

 


و اما بریم سراغ سه تا واژه کلیدی سوره:

واژه ی اول: ناس

ناس و انسان در زبان عربی از ریشه ی انس است. انسان یعنی اُنس گیرنده. حالا خود اُنس یعنی نزدیکی به همرا ظاهر بودن به قصد انس گرفتن. مفهوم متضاد با این مفاهیم می شود: نفرت. تنهایی و دوری. مصداق بارز اون چیزایی که از هم نفرت  دارند یا از هم فرار می کنند می شود حیوانات وحشی و مصداق بارز اون چیزی که ظاهر نیست و انس هم نمی گیره می شه جن.

(أنّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هو القرب مع الظهور بعنوان الاستيناس، في مقابل النفور و الوحشة و البعد. و هذا المعنى محفوظ في جميع صيغ مشتقّاتها. و امّا ما ينفر فكالوحوش و الحيوان، و ما لا يظهر و لا يستأنس فكالجنّ.
التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏1، ص: 160)


واژه ی دوم: وسوسه

وسوسه یعنی جریان صوت مخفی در نفس انسان که حقیقتی هم نداشته باشه خواه از ناحیه ی شیاطین جن و انس باشه و خواه خطورات نفسانی باشه.  در مقابل وسوسه  وحی و الهام و و آنچه نفس رحمانی القا می کند است.

وسوسه مثل شک زمانی به وجود می آد که علم و یقینی در کار نباشه اما فرقشون با هم اینه که تو شک از اول هم علم و یقینی نبود اما تو وسوسه علم بوده ولی به خاطر تصرف قوه ی واهمه اون علمه زایل شده.

(أنّ الأصل الواحد في المادّة: هو جريان صوت خفىّ يحدث في النفس من دون أن يكون على حقيقة، سواء كان من شيطان إنس أو جنّ أو من خطرة باطنيّة. و يقابله الوحى و الإلهام و ما يلقى في النفس رحمانيّا.
و لا يخفى أنّ الوسوسة كالشكّ، إنّما يحصل إذا فقد العلم و اليقين، إلّا أنّ الشكّ يلاحظ فيه عدم حصول العلم من أوّل الأمر. و الوسوسة يلاحظ فيه زواله بعروض تصرّف الواهمة.
التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏13، ص: 114)


واژه ی سوم: خناس

خنس یعنی تاخیر و گرفتگی در جایی که نباید تاخیر کرد. مصداق بارز این مفهوم هم گرفتگی بینی است .

( الأصل الواحد في هذه المادّة: هو التأخّر و الانقباض إذا كان من شأنه التقدّم و الانبساط.

و المصداق الحقيقىّ من هذا الأصل: هو الخنس في الأنف و من شأنه أن يكون مرتفعا
التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏3، ص: 138)

 


این سه تا واژه را داشته باشید . حالا بریم سراغ متن سخنرانی :

وسوسه یا الهام

 

داستان سوره ی ناس

راهکار اصلی عدم تاخیر این است که هر ادمی در هر سطحی که هست و هر سنی که هست به هر حال یک سری چیزها را خیر می داند و یک سری را شر راهکارش این است که هر کس هر چیزی را که خیر می دونه انجام بده.

۱

تاخیر در کار بر اساس تنبلی و کسالت : قلوب مثل بدن ها ملول میشه. در چنین وضعی باید به طرائف حکم رو بیاری. کارهای فایده دار تر و تازه. مثلا کوه رفتن. حکم یعنی سود داشته باشه لعب و لهو نباشه. از طرفی تازه باشه. خودت را غافلگیر کنی.

۲

تاخیر در کار به خاطر نشناختن خیر: گاهی نمیدونه چی کار خیر هست چی کار خیر نیست. جواب این هست که کارهای بد را که میدونی چیه. انجامش نده. گاهی میگه تفصیل میخوام در تشخیص خیر: باید تفکر و تعقلش تقویت شود.

۳

اگه کسی تاخیر میکنه یا ربط داره به رب الناس یا ملک الناس یا اله الناس ...

رب الناس: غایت نداره.

ملک الناس: خودش را رئیس کار نمیدونه. در مورد خدا هم خیال نمی کنه که رئیسی داره بهش نظارت میکنه.

آسیب های ناشی از بی توجهی به ربوبیت:

1.       رب به معنای همه کاره است. یعنی کسی که زیردست اوست اجازه ای از خودش ندارد.

2.       اعلام استقلال است. بی اجازه کار می کند.

3.       صلاح خود را وابسته به غیر خدا دیدن

4.       روحیه ی ناامیدی به دلیل سرپرست نگرفتن خدا

وقتی ادم در چارچوب ربوبیت الهی قرار نگیرد دچار بلاتکلیفی میشود و در این حالت تاخیر روی شاخش است. خارج از چارچوب بودن تاخیر می آورد. چارچوب یعنی دین یعنی برنامه یعنی دین بشه محور زندگی فرد...

آسیب های ناشی از بی توجهی به مالکیت:

1.       مالک مستقل دانستن خود

2.       صفاتی مثل بخل یا حسد ، در فرد ایجاد میشود. چون مال خودش می داند انفاق نمی کند. یا فکر میکنه اگه در کسی هست مال خودشه دچار حسد میشه.

3.       انکار روز جزا

4.       انکار حکم الهی (بایدها و نبایدها)

قدر نعمت ها را ندانستن و نشناختن نعمت ها و موقعیت ها باعث تاخیر میشود.

 آسیب های ناشی از بی توجهی به الوهیت:

1.       عاشق در جهت غیرخدا

2.       چون دوستش دارم به خاطرش هر کاری می کنم(غیرخدا)

3.       خودپرستی ، غیرخدا پرستی ...

تغییر مرکز توجه. موضوع خیر عوض میشود. طرف خیال میکنه داره کار خیر میکنه . . .

انحراف در موضوع خیر...

تاخیر در خیر: تاثیم، گناه

خناس: تاخیر در تنفس. کسانی که انحراف بینی دارند ایست تنفسی براشون پیدا میشه اسم این میشه خنس. ایست تنفسی که منجر میشه یا از خواب بپره بالا یا بمیره. خناس وضعیتی است که در فرد به وجود می آید و این ایست براش حاصل میشه.

خناس تولید وسوسه میکنه و در جریان حیات توقف ایجاد میکند. در این توقف وسوسه شلیک میشه. وقتی فرد به یکی از این مورد ها بی توجه باشه حیاتش متوقف میشه و اقتضای بروز وسوسه و القائات ناجور در او به وجود می آید.

سیستم القاء تاخیر در خیر : چی میشه که یه ادمی امکان تاخیر در خیر را به وسیله ی وسوسه در خودش فراهم میکنه.

راهکار درمانی: اصلاح توجه.

القا خیلی هم پنهانی است.

چند نکته:

1-    وسواس ایتم خیلی مهمی در سوره است. که مقابل الهام است. هر جفتش از سنخ القا است. یکی منفی یکی مثبت. القای محرومیت القای دارایی حقیقی. القای ناامیدی. القای امیدواری. القای گناه. القای ثواب. القای استفاده نکردن از اوقات و لهو ولعب و لغو . القای استفاده از اوقات و فایده دار بودن. این سیستم در لحظات جاری است. هر دو اقتضا میخواهد. تقریبا همه چیزش شبیه هم است. یکی تحت ولایت شیطان. تحت ولایت الله. سیستم اولیا. سیستم ولی. شاخصه : سکون و یاس شاخصه : حرکت و امید.

ادم یا در حال وسوسه است یا در حال الهام. انسان در هر حالتی به غیب متصل است. یعنی خیلی کارهایی که ما می کنیم بر اساس وسوسه است خیلی ها هم الهام. شاخصه ی امید و حرکت خیلی مهم است. اگر ادمی را دیدین به یاد حرکت و سعی و تلاش افتادین به سمت خدا رفتن و قیام این معلومه برایند زندگیش بر الهام است. اگر کسی را دیدین در حال رکود و یاس و سکون برایند این وسوسه است.

بر این اساس هر انسانی یا الهام کننده است یا وسوسه کننده. کسی که وسوسه زده شد خودشم میشه سیستمش القائی. وسوسه القا میکند. طرف اصلا راه میره وسوسه میکنه یا راه میره فکرها  و حرفهای خوب به ذهنش میاد. اگه انسان مومن بشه هیچیش مال خودش نیست. همه اش الهام است. امیدبخش ترین قسمت زندگی انسان این است که ازخودش هیچی نداشته باشه و مرتب در معرض الهام الهی باشد که چه کار باید بکند.

زندگی انسان در لحظه جاری است. الهام لحظه شناس است. وسوسه گر آینده گرا است. یا افسوس گذشته را می خورد یا در رویای آینده است.

متن سوره ی ناس را باید الهامی نوشت...

ما  در ابتدا الهام و وسوسه را نمی تونیم خوب تشخیص بدیم. فکر میکنیم فکر خودمان است. خوباش را که به سمتش رفتیم در سرعت فرق الهام ووسوسه معلوم میشه. وسوسه کند است. اگر کسی سرعتش را در زندگی زیاد کند به طور طبیعی از وسواس نجات پیدا میکند. سرعت در خیرات از کلیدی ترین موفقیت هایی است که انسان میتونه به دست بیاره.

سرعت در انجام کار نه در نتیجه.

سوره ی ناس تمرین الهام است ولو اینکه احساس هم بکنیم این ذهنیت خودمان است. نه اینکه چون الهام است ایراد و خطا ندارد.

ورود به عمق دیگران نوعی ملکوت است خودش. بستر الهام و وحی یک گیرنده ی قوی دارد ان هم در ناس است. اگر کسی میخواد به وحی گوش بده یا اندازه گیری کند اون بستر در مردم است. شایعه ...

ما از جنس مردمیم و در مردمیم. پس یا وسوسه می کنم مردم را یا وسوسه های مردم را دفع می کنم.

یا الهام میشوم و الهام میکنم به دیگران یا الهام بقیه را دفع میکنم..

من از مردمم و میتونم در مردم نفوذ داشته باشم میتوانم خاصیت الهام کنندگی را تمرین کنم.

دوسه تا از اسما و صفات خدا است که میتونه بستر جامعه را الهام پذیر کند: رب و ملک و اله

هر کس ببیند چطور میتواند دیگران را به کار خیر وادارد. تشویق کند. یعنی خود طرف بشه گیرنده ی وحی و القای ان به دیگران

بار اصلی سوره بیم و هشدار است. و پناه بردن که حرف اصلی سوره است.


برچسب‌ها: تدبر در قرآن, سوره ی ناس, وسوسه, الهام